موفقیت

«گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم»

موفقیت

«گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم»

موفقیت

باورش سخت است ، ولی باور کن گاهی،دقیقا" همان لحظه که همه تو را احمق خطاب میکنند،تو داری هوشمندانه ترین و عقلانی ترین کار را انجام میدهی ...

تو انسان بزرگی هستی
برای انسانهای بزرگ بنبست وجود ندارد
یا راهی پیدا کن
یا راهی بساز

نویسندگان
پیوندهای روزانه
آخرین نظرات

۶۰ مطلب در مهر ۱۳۹۲ ثبت شده است

120 قانون اساسی - برایان تریسی

علی واحدی | سه شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۲، ۰۵:۰۹ ب.ظ

برایان تریسی مشاور و روان‌شناس بزرگ و یکی از معتبرترین مراجع صاحب نظر جهان در زمینه‌ی موفقیت و پیشرفت بشر می‌باشد.

وی یکی از موفق ترین مشاوران تجارت در ایالات متحده و یکی از مشهورترین سخنرانان حرفه ای در جهان به شمار می رود . برایان تریسی حدود سی کتاب نوشته که تعدادی از آنها به ۱۲ زبان ترجمه شده است . برنامه های آموزشی سمعی و بصری وی در سراسر جهان برای آموزش مدیران ، فروشندگان ، موفقیت شخصی و مدیریت زمان استفاده می شود .علاوه بر آن ، وی به ۸ کشور در ۵ قاره جهان مسافرت کرده و در آنجا کار کرده است . وی در رشته تجارت و مدیریت درجه دکترا دارد. برایان روشی عالی برای تبدیل ایده ها و دیدگاه ها به استراتژی های عملی دارد که سریع عمل می کنند و زود نتیجه می دهند وی مدیر سازمان جهانی مشاوره و آموزش برایان تریسی است که در ساحل سولانا واقع در کالیفرنیا قرار دارد . 120 قانون او در زندگی برای موفقیت و رسیدن به هدف است که پیشنهاد مبکنم حتماً مطالعه نمایید.


البته امروز به دلیل وقت کمی که دارم چند تا از اونارو توی این پست می نویسم 

1- قانون علت و معلول

هرچیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد . چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید .چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد.


2- قانون ذهن

همه علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره آن بیشتر فکر می کنید .

همیشه درباره چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید.


3-قانون عینیت یافتن ذهنیات 

دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنید زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

  • علی واحدی

40 نکته کلیدی از سخنان برایان تریسی

علی واحدی | سه شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۲، ۰۴:۱۰ ب.ظ

1- با ارزش ترین دارایی ما توانایی کسب درآمد است نه آن پولی که به دست می آوریم. توانایی از دست نمی رود اما پول و ثروت ممکن است بارها از دست برود.

 

2- موفقیت مانند نردبان است و مهارت های ما پله های آن را می سازد، اگر پله ها کامل نباشد، ما نمی توانیم از نردبان بالا برویم.

 

3- پتانسیل انسان آنقدر زیاد است که می توان صد زندگی همزمان داشته باشد. ما می توانیم هر چیزی را بیاموزیم ودر هر امری متخصص شویم.

 

4- آموزش کلید موفقیت است ولی چون سخت و وقت گیر است و بیشتر انسان ها تنبل اند کسی برای یادگیری اهمیت قائل نمی شود.

 

5- امروزه نه تنها باید هوشمندانه کار کرد بلکه باید هوشمندانه وسخت کار کرد تا به ثروت و موفقیت نائل شد.

 

  • علی واحدی

ده کشور برتر فناوری‌گرا در جهان

علی واحدی | دوشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۲، ۰۷:۳۳ ب.ظ

بزرگترین هدف من اینه که ایران صدر نشین این جدول باشه 

پس بیایید تلاش کنیم به امید روزی که ایران رو صدر این جدول ببینم 


فنلاند


با وجود این که فنلاند فقط در دهه ١٩٥٠ در معرض صنعتی‌سازی قرار گرفت، به عنوان یکی از پیشرفته‌ترین کشورها در جهان محسوب می‌شود. در روابط بین‌المللی برای فن آوری بالا و مراقبت‌های بهداشتی شناخته شده است. وجود محققان برجسته در فنلاند منجربه همکاری‌هایی در زمینه‌هایی مانند بهبود جنگل‌ها، مواد جدید، محیط زیست، شبکه‌های بی‌طرف، دماهای پایین فیزیکی، تحقیقات مغزی، بیوتکنولوژی، تکنولوژی ژنتیکی و ارتباطات شده است.

  • علی واحدی

ایده های نو

علی واحدی | دوشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۲، ۱۲:۵۰ ب.ظ

امروز هم سه ایده که خیلی می تونه موفق باشه رو براتون گذاشتم 

امیدوارم استفاده لازم رو ببرید


این طرح بازهم مخصوص کارخانه های تولید پلاستیک هست 

اگر خوب روی طرح کار بشه فروش بالایی داره 



  • علی واحدی

پیرمرد نارنجی پوش

علی واحدی | يكشنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۲، ۱۱:۰۵ ب.ظ

پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت
با سرعت واردبیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید.
بچه ماشین بهش زد و فرار کرد.
پرستار: این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید.
پیرمرد: اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم.
خواهش می کنم عملش کنید من پول و تا شب براتون میارم
پرستار : با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.
اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت:
این قانون بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.
صبح روز بعد…
همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید.

خوبه که قبل از تصمیم گیری هامون به عواقبش هم فکر کنیم 

  • علی واحدی

ایده های کارآفرین

علی واحدی | شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۲، ۱۱:۰۱ ب.ظ
دوستان خوبم سلام 
برای من جای تعجبه که بعضی از جوان ها از بیکاری شکایت می کنن و به جای اینکه فکرشون رو به کار بندازن دوست دارن از بدنشون کار بکشن . اگه اینجوری باشه فرق ما با حیوانات چیه ؟
امروز چند تا ایده ناب واستون گذاشتم اگه مغزتون رو درست به کار بندازین می تونین با این ایده ها به ثروت برسید حالا تصمیم با شماست .

ایده ای برای کارخانه های تولید پلاستیک 
این کالا هنوز در ایران وجود ندارد

با توجه به کارایی محصول و بازارپسند بودن آن  این محصول احتمال موفقیت بالایی را دارد

  • علی واحدی

فکر مثبت برای زندگی مثبت

علی واحدی | شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۲، ۱۰:۵۷ ب.ظ

این هم قسمتی از کلیپ سخنرانی دکتر احمد حلت

(مدیر مجله موفقیت)‌ 

توصیه می کنم حتما دانلود کنید 

برای دانلود به ادامه مطلب بروید

  • علی واحدی

نظر آقای احمد حلت (مجله موفقیت) در مورد سرعت موفقیت آیس پک

علی واحدی | شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۲، ۱۰:۴۷ ب.ظ



برای دانلود به ادامه مطلب بروید 
  • علی واحدی

این بار یکی از سخرانی های آقای بابک بختاری موسس بستنی آیس پک


برای دانلود به ادامه مطلب بروید 
  • علی واحدی

لحظه مرگ استیو جابز در یک جلسه کاری

علی واحدی | شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۲، ۰۹:۵۷ ب.ظ




من یکی از طرفدار های آقای جابز بودم و ایشون همیشه بهترین الگو برای من بود هروقت این کلیپ رو نگاه می کنم خیلی خوشحال میشم که این استوره به این راحتی و مهم تر از اون مشغول کارکردن فوت کرد .
بزرگی گفته کسی که به هنگام کار بمیرد گویی در راه خداوند شهید شده .
کاش مرگ منم مثل آقای جابز به این راحتی باشه .
برای دانلود به ادامه مطلب بروید 
  • علی واحدی

دختر کشاورز

علی واحدی | جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ۰۶:۱۶ ب.ظ

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود ، پس می داد . کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند …

وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد ، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد ! دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت : اصلا یک کاری می کنیم ، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم ، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد . اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود ، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود .
این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود . در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت . دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت ! ولی چیزی نگفت !

  • علی واحدی

چسب زخم

علی واحدی | جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ۰۵:۳۰ ب.ظ

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش‌های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته‌های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد: اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم‌هایت را بفروشی آخر ماه کفش‌های قرمز رو برات می‌خرم." دخترک به کفش‌ها نگاه کرد و با خود گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت ١٠٠ نفر زخم بشه تا ..... و بعد شانه‌هایش را بالا انداخت و راه و افتاد و گفت: نه ..... خدا نکنه ..... اصلآ کفش نمی‌خوام.


  • علی واحدی

گداهای بازاریاب

علی واحدی | جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۵۰ ب.ظ

دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود..

  • علی واحدی

تجارت مدرن

علی واحدی | جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۴۳ ب.ظ

درکنار یکی از سواحل دریای سیاه باران می بارد، و شهر کوچک همانند صحرا خالی بنظر می رسددرست هنگامی است که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمبنای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند.

 ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمند وارد شهر می شود.

  • علی واحدی

داستان بازاریاب جاروبرقی

علی واحدی | جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۳۹ ب.ظ

یه بازاریابِ جارو برقی درِ یه خونه ای رو میزنه،و تا صاحبخونه در رو باز میکنه قبل از اینکه حرفی زده بشه،بازاریاب میپره تو خونه و یه کیسه حاوی آشغال از جمله خرده های کاغذ ، سنگریزه و شن  رو روی فرش خالی میکنه و میگه:

اگه من قادر به جمع و تمیز کردنِ همه ی اینها با این جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم که تمامِ این چیزایی رو که رو فرشتون ریختم رو بخورم!

  • علی واحدی

بازاریابی در عصر دیجیتال

علی واحدی | جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۱۸ ب.ظ
چگونه نظر مشتریان را جلب کنیم ؟
شرکت لیپتون (سازنده چای) یک رقابت بازاریابی را بر اساس اطلاعاتی که از بازار چین در دست داشت در سال 2008 آغاز کرد.
چینی ها عاشق هدیه های کوچک هستند.
کاربران تلفن همراه باید نام ، شماره تفلن همراه و آدرس دوست و اقوام خود را برای دریافت هدیه به شرکت ارسال می کردند.
  • علی واحدی

سرگرمی و طنز

علی واحدی | جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ۱۲:۱۶ ب.ظ

فکر میکنم خدامنو ازخاک حاصلخیز آفریده
.
.
.
.
.
شب ریشمو میزنم...صبح ته ریش تحویل میگیرم :|


یه ضرب المثل قدیمی چینی هست که درست یادم نیست فکر نکنم خود چینی هام یادشون باشه ازبس قدیمیه ولی خیلی آموزنده بود 

  • علی واحدی

هر مشکلی در زمان خودش می‌آید، نه زودتر و نه دیرتر.

علی واحدی | پنجشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۲، ۱۱:۴۴ ب.ظ

مشکل یک بچۀ سه چهار ساله را برای یک رییس جمهور و یا یک وزیر یا وکیل پیش نمی آید . مشکل وزیر و وکیل هم برای یک بچه سه چهار ساله پیش نمی‌آید؛ چرا که موضوعیت ندارد. اصلا تا شما وزیر نشوید و تا چنین مسئولیتی به عهده‌تان نباشد، مشکلاتِ چنین سِمَت‌هایی را درک نخواهید کرد. وزیر و وکیل هم اگر خودشان را جای یک آدم معمولی قرار ندهند، مشکلات آنها را درک نخواهند کرد.

  • علی واحدی

مشکلِ کوچک و بزرگ نداریم، آدمِ بزرگ و کوچک داریم.

علی واحدی | پنجشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۲، ۱۱:۴۲ ب.ظ

توانایی‌های ماست که بزرگی یا کوچکی مسئله را تعریف می‌‌کند. چیزی که برای کسی مشکل است، برای یکی دیگر خنده‌دار است. چیزی که برای کسی خنده‌دار است، برای دیگری ممکن است مُهلک و کُشنده باشد. چرا؟ چون توانایی و استنباط آدم‌ها با یکدیگر فرق می‌کند.

  • علی واحدی

مشکل نتیجۀ حرکت است.

علی واحدی | پنجشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۲، ۰۹:۱۱ ب.ظ

مشکل نتیجۀ حرکت است.

یعنی مشکل داری، چون زنده‌ای. فقط آدمِ مرده است که مشکل ندارد. پس هر وقت با مشکلی مواجه شدی، برو خدا را شکر کن و بگو: «خدا را شکر، زنده‌ام!»

  • علی واحدی

این پست خیلی متفاوته

علی واحدی | چهارشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۴۱ ب.ظ

شکست نمک و فلفلی است که به پیروزی طعم می بخشد 

سلام امروز چندتا سمینار آموزشی مخصوص بازاریابان و مدیران فروش گذاشتم که خیلی مفید و کاربردی هست با شنیدن این سمینار ها و عمل کردن به آن تحولی اساسی در زندگی کاری شما ایجاد می شود  


این سمینار به صورت رایگان برای دانلود قرار داده شده ولی شما فکر کنید که بهای گذافی 

برای آن پرداخت کرده اید 

 

  • علی واحدی

سمینار دکتر فرهنگ

علی واحدی | چهارشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۲۱ ب.ظ

سلام امروز سمنیار قانون جذب رو از دکتر فرهنگ براتون گذاشتم 

این سمینار متفاوت یا حتی می تونم بگم مخالف با برنامه راز راندا براون است و به گونه ای متفاوت به قانون جذب اشاره شده که شنیدن آن خالی از لطف نیست 


دانلود به صورت مستقیم از سرور

دریافت
عنوان: قانون جذب
حجم: 11.5 مگابایت

  • علی واحدی

ادامه سمینار های دکتر احمد حلت

علی واحدی | چهارشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۲، ۱۲:۵۹ ب.ظ

سلام به دوستان عزیزم 

امیدوارم از سخنرانی های دکتر حلت استفاده کافی رو برده باشید امروز هم ادامه سمینار های این استاد ارجمند رو براتون گذاشتم . 

برای همه شما آرزوی موفقیت و کامیابی دارم .

دوست کوچک شما علی واحدی

  • علی واحدی

تشکر

علی واحدی | سه شنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ۰۶:۲۷ ب.ظ

این پست رو مخصوص دوست عزیزم محمد نوشتم که به زیبایی ایراد های منو بیان کرد 

محمد جان حتما سعی می کنم ایراداتی که گفته بودی رو برطرف کنم قالب سایت رو هم طبق نظر شما تغییر دادام امیدوارم خوشت بیاد و اما درمورد موفقیت های خودم حتما یه پست میزارم نکته مهمی بود باز هم ازت تشکر می کنم موفق و سربلند باشی .

دوست کوچک شما علی واحدی

  • علی واحدی

نجات غریق

علی واحدی | يكشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۳۰ ب.ظ

مردی در کنار رودخانه‌ای ایستاده بود. ناگهان صدای فریادی را می‌شنود و متوجه می‌شود که کسی در حال غرق شدن است. فوراً به آب می‌پرد و او را نجات می‌دهد. اما پیش از آن که نفسی تازه کند فریادهای دیگری را می‌شنود و باز به آب می‌پرد و دو نفر دیگر را نجات می‌دهد. اما پیش از این که حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را که کمک می‌خواهند می‌شنود. او تمام روز را صرف نجات افرادی می‌کند که در چنگال امواج خروشان گرفتار شده‌اند غافل از این که چند قدمی بالاتر دیوانه‌ای مردم را یکی یکی به رودخانه می‌انداخت.


برخی مدیران و سازمانها این گونه عمل می‌کنند. در این سازمانها به جای درمان ریشه، به کندن برگ های زرد رغبت بیشتری نشان داده می‌شود. به عبارت دیگر به جای علت یابی و رفع مشکلات، صرفاً به اصلاح آنها می‌پردازند. آیا بهتر نیست ضمن چاره‌جویی برای عوارض و مسائل پیش‌آمده، بر روی علل هم تأثیر گذاشت تا مسئله به طور همه جانبه حل شده و از اتلاف سرمایه ها و منابع با ارزش جلوگیری شود؟

  • علی واحدی

توصیه مدیریتی

علی واحدی | يكشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۰۸ ب.ظ

 یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه. یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه متور گازیه غیییییژ ازش جلو زد! دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه. همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!! طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار. خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟! 
موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بیامرزه واستادی... آخه ... کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت


نتیجه اخلاقی
اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ایی دارند ببینید کش شلوارشان به کجای یک مدیر گیر کرده

  • علی واحدی

تصمیم گیری خوب

علی واحدی | يكشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۲۸ ب.ظ

گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند. یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.
3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد. قطار در حال آمدن بود ، و سوزن بان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد. 

سوزن بان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد. سوال: اگر شما به جای سوزن بان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟

بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیحی به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی چطور .... ؟

در این تصمیم، آن 1 کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (3 کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک، بازی کنند، قربانی می شود.
این نوع معضل در بسیاری از شرکتها و سازمانها اتفاق می افتد، اقلیت عاقل و بیگناه قربانی اکثریت نادان می شوند. کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید.

کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد. اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد.

اما با این تصمیم عجولانه سوزن بان (مدیر) نه تنها آن کودک بی گناه وعاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران نیز به خطر افتاد. زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن 3 کودک نادان نبود. مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران را همان سوزن بانی در نظر گرفت که می تواند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کند.

گاهی در نظر گرفتن اشتباهی منافع اکثریت که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر و ورشکستگی سازمان است.

زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار .
با عدم اتخاذ تصمیمات صحیح مدیریتی، به پایان زندگی مدیریتی خود خواهید رسید.

  • علی واحدی

هفت عادت برای کسب و کار موفق

علی واحدی | جمعه, ۱۹ مهر ۱۳۹۲، ۰۸:۰۹ ب.ظ

برای کسب و کار موفق باید هفت عادت کلیدی ایجاد کنید. نبودن یا فقدان هر یک از این عادتها می تواند گزاف باشد.زمانی که شما صلاحیت و لیاقت در هر یک از این سطوح را پیدا کنید سریعتر و راحتر از سایر رقبایتان می توانید به نتایج فوق العاده ای برسید.

1- برنامه کامل و سراسری: اولین نیاز برای کسب و کار موفق عادت برنامه ریزی می باشد. بطور کاملتر و با جزئیات بیشتری که شما برای پیشبرد فعالیتهای خود برنامه ریزی می کنید باعث می شود که خیلی سریعتر و آسانتر بتوانید برنامه های خود را پیاد ه سازی کنیدو به یک نتیجه مورد دلخواه خود برای شروع کسب و کار خود برسید.

6مخفف 
 pوجود دارد که می گوید: (proper prior planning prevents poor performance)
برنامه ریزی درست اولیه از عملکرد ضعیف جلو گیری می کند" اگر 20% از وقت خود را برای برنامه ریزی کار خود اختصاص دهید با 80% با قی مانده به مجموع اهداف خود در کسب و کار می رسید. برای برنامه ریزی بهترو پیش برد عادتها این سوالها را از خود بپرسید و جواب دهید:
  • علی واحدی

شغلی به نام بازاریابی

علی واحدی | جمعه, ۱۹ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۵۹ ب.ظ

امروز می خواهیم در مورد شغلی به نام بازاریابی و اینکه چه گام هایی باید برای این شغل برداشت صحبت کنیم 

با نگاهی اجمالی به صفحه نیازمندی های روزنامه، آگهی استخدام برای حرفه هایی مانند: بازاریاب، مدیرفروش، مسئول فروش، کارشناس فروش و... را مشاهده خواهید کرد که همه این عناوین در واقع به یک شغل اطلاق می شود که همان کار بازاریابی است و به این اسامی در ایران مرسوم شده است. برای این که بتوانید در میان انبوهی از این آگهی ها گزینه مورد نظر خود را پیدا کنید چند نکته را به طور مختصر بیان می کنم:
  • علی واحدی

کسب و کار خانگی

علی واحدی | جمعه, ۱۹ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۳۰ ب.ظ

شما تصمیم گرفتید و می‌خواهید یک تجارت شخصی به هر دلیل شخصی داشته باشید شاید شما بخواهید از نظر مالی مستقل شوید و یا رئیس خودتان باشید و یا هر زمانی که خواستید کار کنید و شاید و فقط شاید بخواهید در سن 35 سالگی به عنوان مولتی‌میلیاردر بازنشسته شوید اما آیا شما می‌دانید برای شروع یک فعالیت تجاری از کجا باید شروع کرد، انتخاب نوع درست فعالیت تجاری برای هر کارآفرین تازه کاری یک فرآیند سخت است. بسیاری از رویاهای شکل گرفته در آغاز یک فعالیت تجاری متأسفانه عمدتاً به صورت یخ‌زده باقی می‌مانند برای اینکه کارآفرین نمی‌داند چه چیزهایی را باید یاد بگیرد .


  • علی واحدی

مدیران موفق افراد باهوش تر از خود را استخدام می کنند

علی واحدی | جمعه, ۱۹ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۴۵ ب.ظ

روباه: می‌دونی ساعت چنده آخه ساعت من خراب شده.شیر : اوه. من می‌تونم به راحتی برات درستش کنم.روباه : اوه. ولی پنجه‌های بزرگ تو فقط اونو خرابترمی‌کنه.شیر : اوه. نه. بده برات تعمیرش می‌کنم.روباه : مسخره است. هراحمقی میدونه که یک شیر تنبل با چنگال‌های بزرگ نمی‌تونه یه ساعت مچی پیچیده رو تعمیر کنه.شیر : البته که می‌تونه. اونو بده تا برات تعمیرش کنم.شیر داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتی با ساعتی که به خوبی کار می‌کرد بازگشت. روباه شگفت زده شد و شیر دوباره زیر آفتاب دراز کشید و رضایتمندانه به خود می‌بالید.بعد ازمدت کمی گرگی رسید و به شیر لمیده در زیر آفتاب نگاهی کرد.گرگ : می‌تونم امشب بیام و با تو تلویزیون نگاه کنم؟ چون تلویزیونم خرابه.شیر : اوه. من می‌تونم به راحتی برات درستش کنم.گرگ : از من توقع نداری که این چرند رو باور کنم. امکان نداره که یک شیر تنبل با چنگال‌های بزرگ بتونه یک تلویزیون پیچیده رو درست کنه.شیر : مهم نیست. می‌خواهی امتحان کنی؟شیر داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتی با تلویزیون تعمیر شده برگشت. گرگ شگفت زده و با خوشحالی دور شد.حال ببینیم در لانه شیر چه خبره؟در یک طرف شش خرگوش باهوش و کوچک مشغول کارهای بسیار پیچیده بوسیله ابزارهای مخصوص هستند و در طرف دیگر شیر بزرگ مفتخرانه لمیده است.نتیجه :اگر می‌خواهید بدانید چرا یک مدیر مشهور است به کار زیردستانش توجه کنید.اگر می‌خواهید مدیر موفق و مؤثری باشید از هوشمندی و ارتقاء کارکنانتان نهراسید بلکه به آنها فرصت رشد بدهید. این مسأله چیزی از توانمندی‌های شما نمی‌کاهد.به قول بیل گیتس، مدیران موفق افراد باهوش‌تر از خود را استخدام می‌کنند.

  • علی واحدی

خاطره بازاریاب شرکت کوکاکولا

علی واحدی | جمعه, ۱۹ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۴۱ ب.ظ

یکی از نمایندگان فروش شرکت کوکاکولا، مایوس و نا امید از خاورمیانه بازگشت.

دوستی از وی پرسید: چرا در کشورهای عربی موفق نشدی؟

وی جواب داد: هنگامی که من به آن جا رسیدم مطمئن بودم که می‌توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود که من عربی نمی‌دانستم. لذا تصمیم گرفتم که پیام خود را از طریق پوستر به آن‌ها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی کردم:

-         پوستر اول مردی را نشان می داد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.

-         پوستر دوم مردی که در حال نوشیدن کوکا کولا بود را نشان می‌داد.

-         پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می‌داد.

پوسترها را به ترتیب در همه جاهایی که در معرض دید بود چسباندم.

دوستش از وی پرسید: آیا این روش به کار آمد؟

جواب داد: متاسفانه من نمی‌دانستم عرب‌ها از راست به چپ می‌خوانند و لذا آن‌ها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند و فکر کردند که با خوردن کوکاکولا خسته و کوفته در بیابان بیهوش میشوند!

فراموش نکنیم:

قبل از انجام هر کاری اول اطرافیان و مخاطب خودتون رو بشناسیم، چون برای برقراری ارتباط با مردم باید شناخت درستی از خواسته ها، علایق، زبان و … آن‌ها داشته باشیم.

  • علی واحدی

هشمندانه سوال کنید

علی واحدی | جمعه, ۱۹ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۳۸ ب.ظ

در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد:

«فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟
 
... 
ماکس جواب می دهد: چرا از کشیش نمی پرسی؟»

جک نزد کشیش می رود و می پرسد:
 

«جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن »هستم، سیگار بکشم
 

»کشیش پاسخ می دهد: نه، پسرم، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است.»
 

جک نتیجه را برای دوستش ماکس بازگو می کند.
 

»ماکس می گوید: تعجبی نداره. تو سوال را درست مطرح نکردی. بگذار من بپرسم.»
 

ماکس نزد کشیش می رود و می پرسد: «آیا وقتی در حال سیگار کشیدنم می توانم دعا کنم »؟
 

کشیش مشتاقانه پاسخ می دهد: حتماً پسرم ، آدم در هر حالی میتواند دعا کند ...

  • علی واحدی

هنر فروش

علی واحدی | جمعه, ۱۹ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۲۷ ب.ظ

یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این فروشگاهای بزرگ که همه چیز می فروشند (Everything Under a Roof) در ایالت کالیفرنیا رفت.

مدیر فروشگاه به او گفت : یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم میگیریم.

در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند مشتری داشته است ؟

پسر پاسخ داد که یک مشتری

مدیر با تعجب گفت: تنها یک مشتری ...؟ بی تجربه ترین متقاضیان در اینجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است ؟

پسر گفت: 134,999.50 دلار

مدیر تقریبا فریاد کشید : 134,999.50 دلار .....؟

مگه چی فروختی ؟

پسر گفت : اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری 4 بلبرینگه. بعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری ؟ گفت : خلیج پشتی

من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم.

بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا میتواند این قایق را بکشد؟ که گفت هوندا سیویک

من هم یک بلیزر  دبلیو دی4 به او پیشنهاد دادم که او هم خرید

مدیر با تعجب پرسید : او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی ؟

 

پسر به آرامی گفت : نه ، او آمده بود یک بسته قرص سردرد بخرد که من گفتم

بیا برای آخر هفته ات یک برنامه ماهیگیری ترتیب بدهیم، شاید سردردت بهتر شد !


دوستان گرامی نظر یادتون نره 

  • علی واحدی

پیشنهاداتی برای فروش بازاریاب در مراحل اولیه کار خود

علی واحدی | جمعه, ۱۹ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۱۰ ب.ظ

1-کسب و کار خود را در بیرون از محیط کار تبلیغ نمایید .

 یک بازاریاب بیمه به راحتی می تواند در تاکسی ، رستوران ، باشگاه ورزشی، ادارات و مهمانی و........... از شرکت خود خدمات شرکت ، تخفیفات آن و .......... به مخاطبین خود بشناساند. اکتفا نمودن به تابلو خود فقط اشتباهاتی است که شاید بیشتر نمایندگان آن را بصورت اپیدمی تکرار می نمایند.

2-ارسال نامه ها به دوستانتان و آشنایان در ادارات، سازمانهای خصوصی و دولتی ، درب منازل و دعوت آنها برای خرید کالای خود .
  • علی واحدی

فرمول نوین موفقیت در پیام بازاریابی

علی واحدی | جمعه, ۱۹ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۰۴ ب.ظ

فرمول نوین موفقیت در پیام بازاریابی:
الف)وقفه:پیام شما باید به ناگاه توجه مخاطب را به خود جلب کند و برای اینکارباید با مخاطب کاملا آشنا باشید تا بتوان سریع راه ورود و با پرو بال دادن به محصول خود در گیرنده وقفه ای کوتاه به وجود بیاورد .

  • علی واحدی

بازاریابی و فروش

علی واحدی | جمعه, ۱۹ مهر ۱۳۹۲، ۱۲:۵۸ ب.ظ

اکنون در دهه ای که ما زندگی می کنیم همه شرکتها از لحاظ تبلیغات و بازاریابی و هزینه نمودن بسیار زیاد در صف اول قرار گرفته اند که این مهم باعث ضربه زدن به شرکتهای نوپا و جدید  الورود شده است هرگز در طول  تاریخ ،رسیدن شمار زیادی از مردم به اهدافشان امکان پذیر نبوده است و فرد یا سازمانی در صورتی می تواند به هدفش برسد که ماهها و شاید سالها تلاش و سعی کند وظیفه یک بازاریاب این است به بهترین نحوه کمک کند تا بار زیاد فشار برشرکت یا سازمان کم شود.

  • علی واحدی

مدیریت بحران

علی واحدی | سه شنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۲، ۰۹:۲۴ ب.ظ

اینم یه داستان طنزه که باز هم همه ما یه چشم یک جوک بهش نگاه میکردیم 

روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند.
ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد..
یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید.
دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود.
مرد اول به دومی گفت : قرار نیست از شیر سریعتر بدوم. کافیست از تو سریعتر بدوم...

و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت !
عکس العمل سریع و درست در زمان بحران خیلی مهمه کسی موفق میشه که توی کمترین زمان درست ترین تصمیم رو بگیره نه اینکه منتظر بشه ببینه چه اتفاقی میوفته بعد براش تصمیم بگیره 

  • علی واحدی

اصل موضوع

علی واحدی | سه شنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۲، ۰۸:۴۴ ب.ظ

مردی با دوچرخه به خط مرزی می رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی می پرسد : « در کیسه ها چه داری». او می گوید « شن» .
مامور او را از دوچرخه پیاده می کند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت می کند ، ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد. بنابراین به او اجازه عبور می دهد.
هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...
این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی شود.
یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او می گوید : من هنوز هم به تو مشکوکم و می دانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟ قاچاقچی می گوید : دوچرخه!


بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی 
از موضوعات اصلی غافل می کند

نطر فراموش نشه 

  • علی واحدی

باران رحمت الهی

علی واحدی | سه شنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۲، ۰۸:۳۹ ب.ظ

روزی مردی در جاده مشغول تعمیر خودروی خود بود که ناگهان ماهیگیری که پشت سر هم ماهی می‌گرفت توجه او را به خود جلب کرد. مرد متوجه شد که ماهیگیر ماهی‌های کوچک را نگه می‌دارد و ماهی‌های بزرگ را در آب می‌اندازد.
بالاخره کنجکاوی بر او غالب شد، از ماهیگیر پرسید که چرا ماهی‌های کوچک را نگه می‌دارد و ماهی‌های بزرگ را در آب می‌اندازد؟
- مرد ماهیگیر پاسخ داد: واقعاً دلم نمی‌خواهد چنین کاری بکنم ولی چاره‌ای ندارم زیرا ماهی‌ تابه‌ی من کوچک است.

نتیجه:
با هر ظرفی که به طرف دریا بروید به همان اندازه می توانید آب برداری .
...
چه ظرفی برای آب برداشتن از دریای رحمت الهی برداشته اید؟! ...


نظر فراموش نشه 

  • علی واحدی