موفقیت

«گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم»

موفقیت

«گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم»

موفقیت

باورش سخت است ، ولی باور کن گاهی،دقیقا" همان لحظه که همه تو را احمق خطاب میکنند،تو داری هوشمندانه ترین و عقلانی ترین کار را انجام میدهی ...

تو انسان بزرگی هستی
برای انسانهای بزرگ بنبست وجود ندارد
یا راهی پیدا کن
یا راهی بساز

نویسندگان
پیوندهای روزانه
آخرین نظرات

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فروش» ثبت شده است

سمپلینگ و پروموشن

علی واحدی | پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۴۶ ب.ظ

سمپلینگ و پروموشن چیست ؟ ورود روز افزون برندهای مختلف در چرخه رقابت و گسترش بازار رقابتی میان تولیدکنندگان و واردکنندگان ، و نیز با توجه به تغییر ذائقه و سلیقه مصرف کنندگان ، همواره بحث رقابت ، معرفی محصول و اثبات کیفیت و لیاقت برند در میان مصرف کنندگان بحث اصلی و حیاطی میان تولیدکنندگان بوده است .

تعدد روش های تبلیغاتی مانند تبلیغات در رسانه های عمومی ، بیلبورد های شهری و بین شهری ، استفاده از کاتالوگ و بروشور ، پیک های تبلیغاتی و… و نیز مدت بازدهی و اثربخشی و برآورد های مالی هر روش باعث ایجاد شبهه هایی میان انتخاب نوع تبلیغات میان تولیدکنندگان شده است اما برترین روش تبلیغاتی در صنایع غذایی ، روش سمپلینگ و پروموشن  محصولات میباشد که نتایج مثبت برندهای بین المللی و داخلی از آزمایش این شیوه تبلیغاتی سندیتی بر موثر بودن آن میباشد .

سمپلینگ از نگاه گروه توسعه تجارت فروشراه

سمپلینگ از نگاه گروه توسعه تجارت موفقیت

 سمپلینگ و پروموشن چیست ؟

  • علی واحدی

خاطره ای از کاربران سایت

علی واحدی | سه شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۲ ق.ظ

سلام.من اسمم علی هستش از یه شهرستان کوچیک تو خرم اباد.

خواستم بگم که یه خاطره از پونزده سالگیم بگم. ارزو و رویا های زیادی تو دلم دارم.پدرم هم یتیم بوده مثل شما و همش از سختی هاش برام میگفته اما بعد از تعریف کردن از نتیجه زحماتش برام میگفت و من کلی ذوق میکردم.پدرم تعریف میکرد برای من که:《یه موقعی به بابام گفتم ما پولدار میشیم.بابام گفت این اصن غیر ممکنه.》الان پدر من از یه روستا.تونست یه خونه خیلی گرون و شیک برا خودش تو شهر بخره.اون با خرید و فروش ملک به پول رسید چون تو شهرستان دوست و رفیق زیاد داشت.واسه همین هرکی قصد معامله با کسی داشت میرفت پیش پدر من.الان من با این که سنم کمه خودم سعی دارم پول در بیارم.بابام فقط در موقع نیاز بهم پول میده.و در اکثر مواقع میگه که اگه پول بهت بدم وابسته میشی به من و تنبل میشی تو اینده.من الان با ایده های کوچیک و سن کم تونستم3میلیون و500هزار تومان تو حساب خودم داشته باشم .اولین کارم این بود که شاگرد یه مکانیک بشم.بعد چند ماه تو مکانیکی حرفه ای شدم.خوب نگا دست صاحب کارم میکردم.الان هروقت ماشین پدرم یا فامیلامون دچار نقص فنی میشه خودم میرم درستش میکنم.بعد مکانیکی تصمیم گرفتم یه مغازه کوچیک با پولی که در اوردم اجاره کنم.کلا تو اون سن دخلم خرجمو میداد.و پول شهریه مدرسه و ...هم پدرم میداد. اون مغازه اجاره ایی روبه رو تامین اجتمایی شهرستان بود دیدم هرروز تعداد زیادی دنبال پوشه و سی دی و خودکار و... میگردن.تصمیم گرفتم اونجا رو به یه لوازم التحریر فروشی تبدیل کنم.از چیزای ریز پول زیادی در می اوردم مثل کاغذa4و... .پس قیمت رو اوردم پایین و تعداد مشتری هام زیاد شد.میانگین حقوق روزانم بین45تا60هزار تومان بود.مغذ اقتصادیم با یه ریسک به کار افتاده بود. با پولم ریسک کردم دوباره و مغازه کناری مغازه خودم هم اجاره کردم(کلا سه تا مغازه رو به رو تامین اجتمایی شهرستان ما بود.)از بابام پول قرض کردم.مغازه ها رو زدم دهن هم(دیوار بینشون رو از بین بردیم،پدرم این کار رو برام کرد)تبدیلش کردم به نمایندگی فروشگاه... . کلی سود بردم.گذشت و زمان تولد 16سالگیم اومد.پدرم واسه کادو.زمینی که مال فروشگاه بود و من اجاره کرده بودم رو واسم خرید و دیگه لازم نبود نصف سرمایم رو بدم به اجاره.سرمایم شده بود14میلیون.کلی ذوق کرده بودم.پدرم گفت بهت افتخار میکنم چون میدونم بعد از خودم این سرمایه به دست ادم فهمیده ای می اوفته.گفت که کار و کاسبی دیگه بسه.به همه خواسته هام رسیدم.
  • علی واحدی

3 راه تضمینی فروش بیشتر در دوران رکود

علی واحدی | سه شنبه, ۱ دی ۱۳۹۴، ۰۳:۰۳ ب.ظ

در بازار پر زرق و برق امروزه, بالا بودن سطح علمی و خریداران و فروشندگان رقیب ، کار بازاریابی و فروش به اوج خود رسیده است و تکنیک های قدیمی به جای تشویق مشتری گاهاً باعث تحریک مشتری می شوند تا آنجائی که مشتری فکر می کند با تکنیک های فروش می خواهید او را گول بزنید.

سئوالی که باید از خودمان بپرسیم این است : چرا مشتری باید محصول شما را بخرد؟

در بازار امروز عواملی که باعث فروش بیشتر می شود عبارتند از :

1)      جنس ارزان قیمت ، با کیفیت متناسب با قیمت

2)      کیفیت بالا و محبوبیت برند

3)      خدمات پس از فروش

محصول شما در کدام دسته قرار داد ؟

امروزه در بازار رقابتی کیفیت و قیمت ، خدمات پس از فروش حرف اول و آخر مناقصات را می زند به گونه ای که اگر جنس شما از لحاظ کیفیتی و قیمت قابل رقابت در بازار باشد شما با اضافه کردن قیمت سر به سر خدمات به قیمت کالا و به حداقل رساندن سود می توانید با ارائه خدمات رایگان و گارانتی بلند مدت دل مشتریان خود را به دست آورید و یا با ارائه تخفیف کالائی کاملاً کنترل ذهن مشتری را در دستان خود بگیرید به گونه ای که نتواند به برند و یا قیمت دیگر فکر کند.

چگونه خدمات مطلوب و سود آور برای فروش بیشتر داشته باشیم؟
شما می توانید پس از اتمام دوره گارانتی محصول ، قراردادی با عنوان قرار داد سرویس ماهیانه و تمدید دوره گارانتی و یا قرارداد سرویس و نگهداری تهیه کنید و محسنات این کار را نیز در بند و مفاد قرارداد یاد آور شوید و یا در جلسه ای حضوری مشتری را کاملاً توجیه کنید.

سهم مصرف انرژی در فروش چیست؟
قیمت کالا همه چیز نیست ، خریداران با گران شدن منابع انرژی بیشتر تمایل پیدا خواهند کرد به کم و درست مصرف کردن منابع و این دقیقاً می تواند در فروش برگ سبز برنده شما باشد ، شما با ارائه محصولی کم مصرف می توانید ذهن مشتری را به سمت هزینه های ببرید و تفاوت مصرف و هزینه های محصول خود را در طی سال با محصولات مشابه به مشتری تفهیم کنید.

ابعاد چه می گوید؟
تمام نیازهای مشتری مطابق با پیشرفت علم و تکنیک روز است دیگر کسی به دمبال گوشی های 30 سانتی متری نمیگردد چون با پیشرفت تکنولوژی ابعاد تمام وسایل کوچکتر و توهماً کارائی و بازدهی بالاتر می رود . شما هم مطابق با استانداردها عمل کنید قطعاً محصول منطبق با درخواست مشتری با قابلیت کمجا بودن امتیاز بیشتری خواهد داشت.

نویسنده : آرتین هوسپیان
کارشناس و مدیر فروش

 

  • علی واحدی

هجده نکته در هنگام نه شنیدن _ تکنیک های فروش حرفه ای

علی واحدی | سه شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۵۵ ب.ظ

همه می‌دانند که ردشدن در حرفه‌ی فروشندگی بیمه، یکی از واقعیت‌های این حرفه می باشد. این "ترس از ردشدن" [1] است که در وهله اول، سبب می‌شود افراد بسیاری شغل فروشندگی بیمه را در همان ابتدای کار، رها می‌کنند! همه ما می‌دانیم که ردشدن نامطلوب است و سبب تضعیف روحیه می‌شود و دلیل اصلی شکست بسیاری از فروشندگان بیمه است. بنابراین بیایید از همین ابتدا با این واقعیت روبه‌رو شویم. در مقام یک فروشنده بیمه، به‌احتمال خیلی زیاد، در شغل خود، ردشدن را بیشتر از تأییدشدن تجربه کرده‌اید. این یک موضوع بدیهی در زندگی شغلی ماست. پس از پذیرش این واقعیت، قدم منطقی بعدی، یافتن بهترین راه برای کنار آمدن با این "دشمن" شماره یک موفقیت در فروش است. درست مثل دریانوردی که باید بیاموزد چگونه با باد، امواج و طوفان‌های موسمی دریا کنار بیاید، یک فروشنده بیمه نیز باید بدانند که چگونه با نپذیرفتن و ردشدن، مقابله کند. درست مانند سربازانی که باید یک ارتش را در جبهه‌ی جنگ شکست بدهند، فروشندگان بیمه هم باید بر دشمن عمومی خود، یعنی ردشدن، غلبه کنند.

به تمامی نکات زیر توجه کنید، آنها را به‌خاطر بسپارید و تمرین کنید. به‌زودی اتفاقات خوبی می‌افتد و درمی‌یابید که درحقیقت، ردشدن، بیش از آنکه شما را ناکام کند، به نفع شماست! می‌توانید از این دشمن، یک هم‌پیمان بسازید و همین اتحاد و پیمان، سبب خلاقیت بیشتر شما می‌شود!

1. به‌محض اینکه از سوی مشتری رد می‌شوید، به‌عضویت گروه مقتدری از فروشندگان حرفه‌ای بیمه، پذیرفته خواهید شد! از زمان‌های قدیم، میلیون‌ها فروشنده بیمه، نبرد مشابهی با همین دشمن، داشته‌اند. تمامی فروشندگان حرفه‌ای بیمه، به این واقعیت پی برده‌اند که تا وقتی خطر شکست را نپذیری، هرگز پیروز نمی‌شوی. وقتی که سنّ شما بیشتر شود و به زندگی حرفه‌ای گذشته‌ی خود می‌اندیشید براساس اینکه برخورد شما در اوج مبارزه با ردشدن، چگونه بوده است، احساس غرور، پشیمانی یا رضایت خواهید کرد.

2. ردشدن یا سبب می‌شود که کارتان را رها کنید و یا اینکه شما را محکم‌تر می‌سازد. همچنین درمی‌یابید که از گروه فروشندگان موفق بیمه هستید یا نه. اگر رد شوید و به آن انعطاف نشان دهید، قوی‌تر خواهید شد؛ درست مثل درختی که بر اثر وزش باد، خم می‌شود. اگر نتوانید آن را تحمل کنید و مانند یک شاخه‌ی کوچک خشکیده بشکنید، بدانید که باید به دنبال شغل دیگری به‌جز فروشندگی بیمه بروید.

3. ردشدن، ذهن شما را هوشیارتر می‌کند، اگر هرگز آن را تجربه نکنید، نمی‌توانید برای مقابله با آن، حواس جمعی و قدرت مورد نیاز را به‌دست آورید. هرگز فکر نکنید که فروشندگی بیمه، ساده است. فراموش نکنید که اگر فروختن بیمه‌نامه شما آسان بود، شرکت‌های بیمه، بچه‌های دبیرستانی را با کمترین دستمزد، استخدام می‌کردند تا کار شما را انجام دهند. از کنار آمدن با ردشدن، به تجربه‌های ذهنی خواهید رسید. آن را به منزله‌ی دوره‌ی کارشناسی ارشد در رشته فروشندگی بیمه، تلقی کنید!

4. ردشدن، شما را برای موفقیت آماده می‌کند. بردن یا باختن خیلی مهم نیست بلکه چگونگی کنار آمدن با برد و باخت اهمیت دارد. بدترین چیزی که ممکن است برای یک فروشنده‌ی تازه نفس بیمه اتفاق بیفتد، این است که فروش‌های ساده و راحتی را تجربه کند. شما باید منتظر ردشدن باشید و اجازه بدهید شما را برای پیروزی‌های آینده‌تان آماده نماید.

5. با اندکی تأمل، درمی‌یابید که ردشدن، به شما اعتماد به نفس می‌دهد. پادوها و یا کسانی که سفارش می‌گیرند، هرگز هنگام کارشان، ردشدن را تجربه نمی‌کنند. چرا؟ زیرا شغل‌هایی که دستمزدهای پایین دارند، پناهگاه امنی در برابر ردشدن است. پس اگر ردشدن، قسمتی از شغل فعلی شماست، در جایگاه درستی قرار گرفته‌اید. شما در خط مقدم جبهه هستید و شاید هر لحظه، کسی به شما شلیک کند. اگر شکیبا و پُرطاقت باشید، می‌توانید از پس مبارزه برآیید و آسیبی نخواهید دید. ردشدن را سدّ میان خودتان و فروش، تلقی نکنید. بلکه آن را مانعی بدانید که سایر فروشندگان که مانند شما قوی، باهوش و جدی نیستند را از فروش، دور می‌کند. همواره یادتان باشد که اگر شغلی پُرزحمت نباشد، در خور استعداد شما نخواهد بود!

6. هرگز اجازه ندهید که ردشدن، وقت شما را تلف کند. فروشندگان بیمه، خیلی وقت‌ها، هنگام ردشدن، چنین واکنش‌هایی نشان می‌دهند: بی‌هدف رانندگی می‌کنند، گوشی موبایل‌شان را به دیواری پرتاب می‌کنند و یا حتی به خانه‌شان می‌روند و تمام روز را در خانه می‌مانند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، "ردشدن" برنده می‌شود و فروشنده، باخته است. فروشندگانی که برنده واقعی هستند، به مبارزه برمی‌خیزند و تلاش بسیاری می‌کنند. برندگان، ردشدن را در مقابل موفقیت و تعهد شخصی خود، یک اهانت تلقی می‌کنند.

7. ردشدن، بعضی فروشندگان بیمه را از مسیر، منحرف می‌کند. گاهی به‌نظر آنان بهترین راه برای پرهیز از ردشدن، تغییر شیوه‌ی ارائه‌ی پیشنهادشان است. بنابراین، پیشنهادشان را به‌شکلی ضعیف و بسیار غیرمؤثر، بیان می‌کنند. البته شاید چیزی نفروشند، ولی دست‌کم رفتار مشتری، با آنها دوستانه است. چه فایده! پختن چنین سوپ رقیقی، به‌کلی هدر دادن وقت و زحمت است. سازگاری با آنچه مشتری دوست دارد بشنود، ضعف شما را به‌عنوان یک فروشنده بیمه نشان می‌دهد و هیچ کمکی به فروش نخواهد کرد. به یاد دارید که مشتری‌ها دوست دارند با اشخاص محترم معامله کنند. وقتی می‌بینند که یک فروشنده، در برابر فشار، تسلیم نمی‌شود، آنقدر برایش احترام قائل می‌شوند که برای انجام معامله به او اعتماد می‌کنند. فروشندگان برنده، کسانی هستند که اهل مبارزه‌اند، عزم خود را جزم می‌کنند و شیوه‌ی ارائه‌ی پیشنهادشان را قوی‌تر می‌سازند و نه ضعیف‌تر. از این رو فروشنده بیمه نیز قوی‌تر و کارآمدتر خواهد شد. (البته باید توجه داشته باشید که تلاش شما به ادامه مبارزه نباید سبب این شود که مشتری از سماجت شما بیزار شود و اعصاب او را نابود کنید که حتی چشم دیدن دوباره شما را نداشته باشد.

8. تنها دلیلی که سبب می‌شود اغلب فروشندگان بیمه، احساس بسیار بدی نسبت به ردشدن داشته باشند، این است که آن را توهین به خودشان تلقی می‌کنند. این موضوع، به‌هیچ عنوان درست نیست. شما هرگز نباید ردشدن را شخصی تلقی کنید. شما دارید فقط کارتان را به‌عنوان یک فروشنده بیمه انجام می‌دهید. مشتری احتمالی شما، دوست نزدیک یا عضوی از خانواده‌تان نیست و فقط این نزدیکان هستند که حق دارند بر احساسات شما تأثیر گذارند. به‌طور معمول مشتری به هیچ‌وجه، ملاحظه‌ی شخص فروشنده را نمی‌کند؛ بنابراین شما فقط یک غریبه هستید که می‌خواهید بیمه‌نامه‌ای را بفروشید. وقتی مشتری جواب منفی می‌دهد، فقط پیشنهاد شما را رد می‌کند نه خودِ شما را! هرگز اجازه ندهید یک مشتری که شما را نمی‌شناسد بر خلق‌وخو، ظاهر و یا حالت روحی شما، تأثیری بگذارد؛ چه سفارش گرفته و چه نگرفته باشید، وقتی از نزد مشتری می‌روید، لبخند بزنید و با خوش‌بینی به‌دنبال مشتری بعدی خود بروید.

9. برای ردشدن، آمادگی ذهنی داشته باشید. ماهی‌گیران هم گاهی خیس می‌شوند و روی کفش سفید گلف‌بازان نیز لکه‌های سبزی ایجاد می‌شود. شما هم که یک فروشنده بیمه هستید، ردشدن را تجربه خواهید کرد. اکنون که از قبل می‌دانید در مسیر این حرفه، ردشدن، یک واقعیت است، باید آمادگی ذهنی داشته باشید؛ این مسأله هرگز نباید باعث ناراحتی و غافلگیری شما گردد و یا تأثیر نامطلوبی بر شما بگذارد.

10. هرگز نگذارید ردشدن، سبب شود شما به گدایی بیفتید. خیلی ممکن است که بعضی از مشتری‌ها، برای اعمال قدرت، به فروشندگان، از موقعیت خود به‌عنوان منبع ثابت درآمد، استفاده کنند. آنها به دلایلی که فقط برای خودشان روشن است، این قدرت را به‌کار می‌گیرند تا دل فروشنده را خالی کنند! هرگز نباید اشتیاق شما برای فروش بیمه‌نامه‌هایتان بیشتر از تمایل مشتری به خرید باشد. تمام فروشندگان بیمه برای موفقیت در فروش، باید غرورشان را حفظ کنند و خودباوری داشته باشند. براثر چنین ویژگی‌هایی، هرگز احساس نمی‌کنند که مجبورند با مشتری‌های غیرمنطقی، سازش کنند. به ایجاد سرعت و بالابردن ارزش بپردازید. اگر لازم است قیمت را تعدیل کنید، اما هرگز معیارهای حرفه‌ای و شخصیتی خود را پایین نیاورید. هیچ‌وقت به‌دلیل پرهیز از ردشدن، شرایط فروش را تغییر ندهید.

11. هرگز نگذارید که ردشدن، از عزت‌نفس شما بکاهد. همواره باید افتخار کنید که سرباز پیاده‌ای از ارتش بزرگ فروشندگان بیمه‌ای هستید که با همین دشمن رو در روی شما، جنگیده‌اند (البته منظور این نیست که مشتری واقعاً دشمن شماست! بلکه این صرفاً تمثالی برای افزایش روحیه‌ی جنگندگی شما برای به فروش رساندن بیمه‌نامه‌ی پیشنهادی‌تان است). این واقعیت که شما یک فروشنده بیمه هستید، خودبه‌خود مایه‌ی افتخار است. هیچ حرفه‌ی دیگری نیست که مانند فروشندگی بیمه، سابقه، فرصت و قابلیت کمک به دیگران را دارا باشد. وقتی با ردشدن کنار می‌آیید، یک سُنّت دیرینه را دنبال می‌کنید که شما را در صفّ بانفوذترین گروهی قرار می‌دهد که تاریخ تابه‌حال به خود دیده است. این گروه، فروشندگانی هستند که قبل از شما کار می‌کرده‌اند و سُنّتی پرافتخار و میراثی شکوهمند را از خود به‌جا گذاشته‌اند. این میراث شایسته‌ی مباهات را دنبال کنید.

12. ایده‌ای را مطرح می‌کنیم که شاید در وهله‌ی اول به‌نظرتان عجیب بیاید. ردشدن باید سبب خوشحالی شما گردد! درست است، "خوشحال". به‌یاد داشته باشید که لذت برنده‌شدن و پاداش آن، ارتباط مستقیم با زحمتی دارد که برای برنده‌شدن می‌کشید. اگر برای رسیدن به پیروزی، مجبور به تلاش نباشیم، هیچ‌یک از پیروزی‌ها ارزشی نخواهد داشت و تجلیل از آن بی‌معنا خواهد بود. وقتی این مسأله را بدانید و برای رسیدن به پیروزی، میان پاداش‌ها و تلاش‌هایتان تعادل ایجاد کنید، از نفس عمل مبارزه لذت خواهید برد.

13. ردشدن، سبب می‌شود که مهارت‌ها، روش‌ها و واکنش‌های شما هوشیارانه‌تر گردد. ردشدن را یک مبارزه‌ی بی‌امان تلقی کنید که مهارت شما را در هنر فروشندگی بیمه، بهبود می‌بخشد. فروشندگان ماهر، مانند مبارزین واقعی هرچه بیشتر به چالش کشیده شوند، بیشتر پیشرفت می‌کنند. اگر شما فقط با لاک‌پشت‌ها مسابقه بدهید، نمی‌توانید رکورد سرعت را بشکنید. اگر هرگز با ردشدن مواجه نشوید و با آن مبارزه نکنید، هرگز فروشنده‌ای ممتاز نخواهید شد.

14. درصورتی که از تجربه‌تان پیرامون ردشدن، به‌عنوان وسیله‌ای برای تمرکز، مهارت و شعورتان استفاده کنید، به یقین از این کار لذت خواهید برد. برای مثال، افرادی که ماهی‌گیری را دوست دارند، وقتی به‌دنبال این تفریح می‌روند، می‌دانند و انتظار آن را دارند که خیس شوند، سردشان بشود و بو بگیرند. آنها متوجه‌اند که اینها بخشی از کل یک تجربه‌ی بسیار لذت‌بخش است. پس از مدتی، چنین تجربه‌‌های خاص و منفی، برای شخص، لذت‌بخش می‌شود. زیرا لحظه‌های خوش ماهیگیری را به او یادآوری می‌کند. این اصل برای فروشندگان بیمه نیز درست و به‌همین روش صدق می‌کند. وقتی کسی فروش را دوست داشته باشد، تمام تجربه‌های حاصل از فروش و ازجمله ردشدن را دوست خواهد داشت.

15. فراموش نکنید که در ابتدا مهارکردن ردشدن، درست مانند سایر تمرین‌ها و مقررات، مشکل به‌نظر می‌رسد. شاید آزرده و غمگین شوید، اما هرچه بیشتر تمرین کنید، قوی‌تر خواهید شد و ازنظر منطقی، فروشنده‌ی ماهرتری هم خواهید شد. شما با تلاش مستمرتان برای غلبه و مقاومت در برابر "نیروی منفی"، یعنی ردشدن از سوی مشتری‌ها، نیروی اراده‌ی خود را تقویت می‌کنید.

16. هرگز سعی نکنید با اهانت، تحقیر و سایر کارها، باعث شوید شخصی که شما را نپذیرفته است، احساس بدی پیدا کند. به‌جای آن، برعکس عمل کنید. کاری کنید که مشتری احساس خوبی داشته باشد. این عمل درجای خود سبب می‌شود که شما نیز احساس خوبی پیدا کنید. اگر به ردشدن با بدجنسی و مغرضانه واکنش نشان بدهید، بیشتر دوران زندگی حرفه‌ای شما همراه با احساس گناه و ناراحتی سپری خواهد شد. درضمن تمام فروش‌های خود را با یک مشتری احتمالی، از دست خواهید داد و بازنده‌ی بزرگی خواهید شد. از سوی دیگر، اگر برای نشان دادن واکنش به ردشدن، کاری کنید که مشتری دل‌گرم شود و یا او را تشویق و به او کمک کنید، رفتارتان درست است و فروش سالمی داشته‌اید.

17. شوخ‌طبعی، یکی از بهترین و مناسب‌ترین واکنش‌ها هنگام ردشدن است. با این کار، ناخوشایندی ردشدن را به موضوعی خوشایند تبدیل می‌کنید. من همیشه پس از تلاش ناموفق در فروش بیمه‌نامه‌ی عمر، دوست داشتم که برای غلبه بر ناراحتی حاصل از ردشدن، مطلب خنده‌داری تعریف کنم و احساس ناراحتی مشتری و فروشنده را از بین ببرم.

18. سرانجام اینکه، همواره در مقام یک فروشنده بیمه، برای کنارآمدن با ردشدن، یک راه‌حل نهایی در دسترس دارید. وقتی مشتری، تحمل‌ناپذیر و بی‌ادب می‌شود و یا توهین می‌کند، همان‌طور آنجا نایستید که آن بدرفتاری را تحمل کنید. شما مجازید که هروقت بخواهید، آنجا را ترک کنید و این آزادی، یکی از بهترین چیزهایی است که یک فروشنده در اختیار دارد. مشتری همانطور به محل کار کوچک و غبارگرفته‌اش می‌چسبد، درحالیکه شما مثل یک عقاب، آزادید هروقت که لازم است پرواز کنید و دور شوید!

نتیجه:

روشی که شما به‌عنوان یک فروشنده حرفه‌ای بیمه برای کنارآمدن با ردشدن به‌کار می‌برید، درنهایت، موفقیت یا شکست شما را تا حد زیادی، تعیین می‌کند. ردشدن را دوست خود بدانید و نه یک دشمن، ما به پزشکان نیاز داریم، چون وقتی بیمار می‌شویم، احتیاج به کمک داریم. به تعمیرکارها نیاز داریم، زیرا خودروها خراب می‌شوند و به تعمیر احتیاج دارند. به فروشندگان خبره نیاز داریم، چون فروشندگان عادی نمی‌توانند از عهده‌ی ردشدن، برآیند. یاد بگیرید که چگونه از پس ردشدن، با موفقیت برآیید و این موضوع، درتمام جنبه‌های زندگی به‌خصوص زمان فروش، به شما کمک خواهد کرد.

وقتی برندگان با ردشدن مواجه می‌شوند، سر ذوق می‌آیند و احساس می‌کنند که به مبارزه دعوت شده‌اند، بنابراین از آن مثل ابزاری استفاده می‌کنند که به آنان کمک می‌کند تا آمادگی‌شان، بیشتر، قوی‌تر و هوشیارتر شوند. وقتی بازندگان، ردشدن را تجربه می‌کنند کارشان را رها می‌کنند. هرکس که می‌خواهد فروشنده‌ی خبره‌ای بشود، باید تصمیم بگیرد که هنگام مواجهه با این واقعیت اجتناب‌ناپذیر در زندگی حرفه‌ای، چه راهی در پیش بگیرد. امیدوارم موفق شوید و فروش خوبی داشته باشید!

  • علی واحدی

هدف گذاری برای فروش

علی واحدی | سه شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۱:۱۵ ب.ظ



دریافت
مدت زمان: 2 دقیقه 2 ثانیه 

  • علی واحدی

مجموعه سخنرانی های دکتر آزمندیان - تکنولوژی فکر قسمت 2

علی واحدی | سه شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۷:۴۹ ب.ظ

سلام دوستان همونطور که قول داده بودم امروز دومین قسمت از جلسات تکنولوژی فکر با سخنرانی دکتر آزمندیان براتون میذارم که امیدوارم مورد استفادتون قرار بگیره

و دنیای شما به قشنگ ترین صورت ممکن تغییر کنه

حتما دانلود کنید و حتما با دقت گوش بدید

با آرزوی بهترین ها برای شما
علی واحدی
دریافت
عنوان: قسمت 2

  • علی واحدی

آموزش بازار یابی (توصیه کنندگان)

علی واحدی | شنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۳، ۰۶:۰۷ ب.ظ

حدود دو سال قبل یکی از فراگیرانی که در دوره بازاریابی حضور داشت، پیش من آمد و خودش را معرفی کرد و گفت در حوزه طراحی گرافیک کار می کند. پیشنهاد طراحی یک لوگو و کارت ویزیت جدید را دادند و من هم قبول کردم .با رفت و آمد و طرح های فراوان بالاخره لوگو مورد نظر طراحی شد و کارت ویزیت من را نیز طراحی و چاپ کردند.در مرحله بعد زحمت طراحی گرافیک سایت آموزش بازاریابی احسان نصیری را کشیدند. همه چیز عالی اجرا شد ،تمام تلاش خود را برای جلب نظر من صورت دادند ،و از همه این ها مهمتر و جالب تر هیچ مبلغی بابت این همه زحمت و وقت گذاشتن از من دریافت نکردند!

فکر می کنید چه انفاقی افتاد؟ در طی این دوسال هر جایی که مشاوره دادم و از من سراغ یک طراح گرافیک مطمئن گرفته شد ،من ایشان را معرفی کردم.(و ایشان ده ها و بلکه صد ها برابر هزینه های کاری که برای من انجام داد را بدست آورد.)
فرض کنید برای مسافرت به یک شهر جدید رفته اید،می خواهید برای ناهار به یک رستوران با کیفیت و مطمئن بروید ، به احتمال زیاد از یک راننده تاکسی در این رابطه پرس جو می کنید. راننده تاکسی در اینجا یک توصیه کننده است.

توصیه کنندگان : افرادی هستند که مشتریان بالقوه در رابطه با خرید محصول نظرات آن ها را جویا می شوند و بر تصمیم خرید مشتریان تاثیر می گذارند .
شما با شناسایی توصیه کنندگان حوزه کسب و کار خودتان و با معرفی محصولاتتان و تحت تاثیر قرار دادن آن ها می توانید فروشتان را به صورت فوق العاده ای افزایش دهید.

به مثال های زیر توجه کنید:

*نویسندگان کتاب با ارسال کتاب برای اساتید آن حوزه می توانند فروش کتاب خود را بالا ببرند.(انتشارت گاج و قلم چی کتاب های خود را به صورت رایگان برای اساتید ارسال می کنند)

*تولید کنندگان مسواک و خمیر دندان با معرفی محصولات جدید خود به دندان پزشکان می توانند فروش خود را بالا ببرند.(خمیر دندان کرست و مسواک اورال بی)

*تولید کنندگان لوازم آرایشی می توانند محصولات خود را به آرایشگران و پزشکان زیبایی معرفی کنند.

*فروشندگان پروفیل upvc می توانند محصولات خود را به فروشندگان یراق آلات معرفی کنند.

*رستوران ها و هتل ها با تاثیر گذاری بر روی تاکسی های سطح شهر(مخصوصا تاکسی های فرودگاه ها)می توانند فروش خود را افزایش دهند.
همین الان فهرستی از افرادی که می توانند برای محصولات شما نقش یک توصیه کننده را ایفا کنند،بنویسید و برنامه های تبلیغاتی خود را برای آن ها طرح ریزی کنید.

  • علی واحدی

مهم ترین قانون موفقیت چیست ؟

علی واحدی | شنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۳، ۰۵:۵۴ ب.ظ

اگر می خواهید زندگی خود را تغییر دهید این مقاله را حتما بخوانید چون برای شما نوشته شده است. شما می توانید مهمترین قانون موفقیت را در زندگی خود به کار گیرید. این قانون شاید بسیار ساده به نظر برسد ولی به همان اندازه موثر است: مسئولیت هر برد و باخت زندگی خود را فقط خودتان به عهده بگیرید به این ترتیب از ترفند زمان حال در زندگی سود خواهید برد و تحول را احساس خواهید کرد. موفقیت افراد را دگرگون می کند.

این مهمترین پایه و اساس موفقیت است باید بیاموزید مسئولیت صد درصد زندگی خود را به عهده بگیرید. مهم نیست که هستید چه می کنید و کجا هستید. شما و فقط خود شما مسئول زندگی تان هستید. افراد موفق هیچگاه وقایعی را که در برابر آنها روی می دهد مقصر نمی دانند یا شرایط و دیگران را بخاطر عدم موفقیت خود سرزنش نمی کنند. و در عوض مسئولیت صددرصد کنترل موقعیتی را که در آن قرار دارند به عهده می گیرند و در نهایت زندگی خود را دگرگون می کنند.
به عنوان مثال فرض کنید هر روز دیر سر کار حاضر می شوید و تقصیر را به گردن ترافیک بیندازید آیا فکر می کنید سرپرست یا رئیس شما اهمیتی به دلیل آن می دهد؟ البته که نه ولی شما با پیدا کردن یک مقصر و سرزنش آن فقط می خواهید اشتباهات خود را منطقی جلوه دهید. این دلیل که به نظر شما منطقی می آید برای دیگران یک بهانه بی ارزش است تا دلیل. و این دقیقاً همان چیزی است که بیشتر مردم وقتی که با شکست مواجه می شوند یا به نتیجه دلخواه دست نمی یابند انجام می دهند آنها به دنبال بهانه های واهی و مقصر می گردند تا آنرا سرزنش کنند.
فکر کنید اگر یک فروشنده می بودید و هیچ فروش خوبی در یک ماه نمی داشتید آیا با مقصر دانستن اقتصاد و شرایط بازار وضعیت شما بهتر می شد؟ نه چون شرایط بد اقتصادی فقط یک عامل بیرونی است که شما هیچ کنترلی روی آن ندارید. حال اگر خود را مسئول بدانید چون برای چنین روزی هیچ برنامه و دورنمایی نداشتید آیا اگر بار دیگر به فروشندگی دست بزنید باز هم این گونه عمل خواهید کرد. آیا در این صورت قدرت بیشتری برای کنترل مشکل نخواهید داشت چون با مسئولیت صددرصد قدم به میدان نهاده اید.
به همین دلیل است که برای موفقیت در زندگی باید بیاموزید مسئولیت صددرصد زندگی و کار ههای خود را خودتان به عهده بگیرید. هر اتفاقی ممکن است در زندگی شما بیفتد ولی تا زمانیکه شما خود را مسئول آن بدانید کنترل زندگی خود را در دست خواهید داشت. و خواهید توانست کار ها را به سرانجام و نتیجه در خور برسانید. بنابراین شما می توانید نتایجی را که می خواستید بدست آورید و در زندگی موفق باشید. همیشه بخواهید در زندگی موفق باشید و شکست را از زندگی خود بیرون بیندازید.

منبع:www.yadbegir.com

  • علی واحدی